استاد شهریار
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 14:08
ناز آن اخمت که وقتی لب ز لب وا میکنی کوش شیطان کر عجب آشوب بر پا میکنی یا به وقت صحبت از تهدید رسوا کردنت ناز تهدیدت که هی امروز وفردا میکنی من که گفتم اخم کمتر کن دلم سر میرود کاش میدیدی که با اخمت چه غوغا میکنی
تنهایی
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 14:08
همه شب فکر جدای زد بر این تن من قفل که چرا ای نازینم کرده ای تو بی وفایی نمیگیری سراغی از این ماهی آبی از درون کسیxa0 صدا میزند مرا ای ماهی کوچک دریا یار رفته است تو میدانی چرا گفتم آری میدانم چرا هر بار که فکر صید کردش منرا در قلابه خویش دیداست او رفت چون صیاد نبود طعم ماهیxa0 دود ی نکشید بودxa0 هر...